معنی واصفی هروی

معنی واصفی هروی

6 بازدید
[ صِ یِ هِ رَ ] (اِخ) شاعری است که مؤلف آنندراج بنقل از تذکرهٔ سراج الشعراء دربارهٔ او نویسد: «از شعرای صاحب قدرت زمان بوده و در هرات نشو و نما یافته. غزلی دارد که به چهار بحر میتوان خواند: رمل مسدس محذوف، فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، رمل مخبون سالمْ صدر و ابتدا محذوف، فاعلاتن فعلاتن فعلن. مربع مقطوع مستفعلن مستفعلن فاعلات. خفیف مخبون مقصور، فاعلاتن مفاعلن فعلات. اینک غزل: نرگس جادوی تو آهوی چین نافهٔ آهوی تو خال جبین هندوی گیسوی تو حامی کفر غمزهٔ خونی تو ماحی دین صورت ابروی تو قبله نما ساجد ابروی تو روی زمین یک سر موی تو و ملک جهان یک گل روی تو و خلد برین واصفی از قد تو دیوانه است مضطرب از خط تو زار و حزین. مؤلف صبح گلشن دربارهٔ وی نویسد: «واصفی هروی به تکمیل فن شاعری و تتبع مولانا کاتبی مصروف میماند» و پس از این دو بیت از غزلی را که نقل کردیم آرد و گوید: «غزل اوست که به سه بحر آن را توان خواند».

کلمات هم‌قافیه با «واصفی هروی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید