معنی واصف

معنی واصف

6 بازدید
[ صِ ] (ع ص) صفت کننده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). ستایشگر. (آنندراج). ستاینده. (ناظم الاطباء). مدح کننده : واصفان حلیهٔ جمالش به تحیر منسوب که ماعرفناک حق معرفتک. (گلستان).
[ صِ ] (اِخ) احمد افندی بغدادی شاعر عثمانی. وی قسمتی از تاریخ عثمانی را نوشته و به سال ۱۲۲۱ هـ . ق. درگذشته است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۶).
[ صِ ] (اِخ) اندرونی، عثمان بک. شاعر عثمانی متوفی به سال ۱۲۴۰ هـ . ق. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۶).
[ صِ ] (اِخ) حسین افندی شاعر از مردم استانبول متوفی به سال ۱۱۰۴ هـ . ق. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۶).
[ صِ ] (اِخ) عبداللََّه افندی شاعر عثمانی متوفی به سال ۱۱۲۹ هـ . ق. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۶).
[ صِ ] (اِخ) مولوی معراج الدین از شعراست. برای آگاهی از شرح حال وی رجوع به «فرهنگ سخنوران» و «شمع انجمن» امیرالملک سید محمدبن حسن خان بهادر شود.

کلمات هم‌قافیه با «واصف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید