معنی واشمة
6 بازدید
[ شِ مَ ] (ع ص) زنی که خال کوبد. (از اقرب الموارد). آن زن که نگار کند بر پشت دست. (مهذب الاسماء). زنی که بر دست دیگری به سوزن نقش کند. زنی که خال میکوبد بر بدن کسی. (ناظم الاطباء). زن کبودی زن. (از یادداشتهای مؤلف). زن خالکوب. مقابل مستوشمه، زنی که به او خال کوبند: لعن اللََّه الواشمة والمستوشمة. (حدیث) (از یادداشتهای مؤلف).
کلمات همقافیه با «واشمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر