معنی واشم
6 بازدید
[ شِ ] (ع ص) نعت فاعلی از وشم به معنی اندام را بسوزن آژدن و نیله پاشیدن بر آن. (منتهی الارب). خال کوبنده. (از اقرب الموارد).[ شِ ] (اِخ) نام رودی و شهری. (ناظم الاطباء). در معجم البلدان دیده نشد.
کلمات همقافیه با «واشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر