معنی واشق
4 بازدید
[ شِ ] (ع ص) رونده و سپری شونده. || شیر اندک. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (معرب، اِ) لغتی است از باشق. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). باشه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ ایران باستان ص ۲۹۹). واشک. رجوع به باشه و واشک و واشه شود. || (اِخ) نام سگی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || نام پدر یروع صحابیه. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «واشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر