معنی واشحی
5 بازدید
[ شِ حی ی ] (ص نسبی) منسوب به واشح. (از لباب الانساب).[ شِ حی ی ] (اِخ) ابوایوب سلیمان بن حرب الواشحی مکنی به ابوایوب که از محدثان بوده است و از شعبةبن حجاج و حمادبن مبارک بن فضاله روایت دارد و بخاری و ابوخلیفه جمحی و ابوحاتم و ابوزوعة الرازیان و جز آنها از وی روایت کرده اند. وی به سال ۱۴۰ هـ . ق. متولد شد و در ۲۴۴ هـ . ق. وفات یافت و از ثقات بود. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «واشحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر