معنی واستریوشبذ
5 بازدید
[ تِ بَ ] (پهلوی، اِ مرکب) رئیس کشاورزان در زمان ساسانیان. واستریوشان سالار. هتخشبد. (ایران در زمان ساسانیان ص ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۴۳، ۱۵۷، ۲۸۹، ۵۴۲). و رجوع به واستریوشان سالار شود.
کلمات همقافیه با «واستریوشبذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بذ» برای سرودن شعر