معنی واستادن
4 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) در تداول عوام، ایستادن. بازایستادن. بر پای ماندن.
کلمات همقافیه با «واستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر