معنی وازن
6 بازدید
[ زِ ] (ع ص) سنجیده. || سنگین. ثقیل. (از اقرب الموارد). || تام. درهم وازن؛ ای تام. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). درهم وازن، درهم باسنگ. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وازن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر