معنی وارین
5 بازدید
(ص) به سرعت و جلدی روان. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). در مأخذ دیگری دیده نشد.(اِ) آرنج. مرفق. (ناظم الاطباء). استخوان وارین، زند. (زمخشری بنقل از یادداشت مؤلف). رجوع به وارن شود.
کلمات همقافیه با «وارین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر