معنی وارکار
5 بازدید
(اِ) پالیز. فالیز. و زمینی که در آن خربزه و هندوانه و جز آن کشته اند. (ناظم الاطباء). || یک قطعه از باغ و خانهٔ محقر. (ناظم الاطباء). رجوع به وارگار شود. || گیاهی که ساقهٔ آن افراخته و راست نباشد مانند خیار و خربزه و کدو و هندوانه و جز آن. (ناظم الاطباء). ظاهراً صورتی از ورکار است. رجوع به ورکار شود. || رزستان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وارکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر