معنی وارون شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) برگشتن. واژگون شدن. || دگرگون شدن. تغییر کردن : بندهٔ ترکان شدند بار دگر نجم خراسان چو نخل وارون شد. ناصرخسرو. ز خشم تو وارون شود خصم والا ز عفو تو والا شود بخت وارون.سوزنی.
کلمات همقافیه با «وارون شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر