معنی وارنگ
6 بازدید
[ رَ ] (اِ) خیار بزرگ و معوج. || ترنج و لیموی بزرگ. || درخت نارنج. (ناظم الاطباء). || در ترکیب رنگ وارنگ کلمه به معنی رنگارنگ، رنگ بارنگ، رنگ رنگ است. || وارنگ در ترکیب وارنگ زدن، عکس، مخالف، مقابل، معنی میدهد: هر رنگی زدیم وارنگ آن را زد؛ یعنی مخالف آن رفتار کرد.
کلمات همقافیه با «وارنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر