معنی واردات
4 بازدید
[ رِ ] (ع ص، اِ) جِ وارده و وارد. رجوع به وارده و وارد شود. || اصطلاحی است اقتصادی در برابر صادرات یعنی کالاهایی که از ممالک دیگر به کشور آید. متاعی که از خارج کشور آرند. هر چیزی که از خارج داخل گردد. (ناظم الاطباء). || حاصل و محصول. خراج و آنچه در خزانهٔ دولت داخل گردد. || سرگذشت و اتفاق و واقعات و حادثات. (ناظم الاطباء). || از نظر عرفانی آنچه در دل صوفی درآید از اموری که بر دیگران پوشیده است. (از یادداشتهای مؤلف): گشاید دری بر دل از واردات فشاند سر دست بر کائنات. سعدی (بوستان). رجوع به وارد شود.[ رِ ] (اِخ) (یوم...) وقعه ای است بین بکر و تغلب و در آن بحیربن الحارث بن عیادبن مُرَة کشته شد و مهلهل دربارهٔ آن گفته است : اَلیلتنا بذی حُسم انیری اذا انت انقضیت فلاتحوری فان یک بالذنائب طال لیلی فقد ابکی من اللیل القصیر فانی قد ترکت بواردات بحیراً فی دم مثل العبیر. هتکتُ به بیوت بنی عباد و بعض الغشم اشفی للصدور و ابن مقبل آورده است. و نحن القائدون بواردات ضباب الموت حتی ینجلینا.(معجم البلدان). و رجوع به مجمع الامثال میدانی و عقدالفرید ج ۶ ص ۷۴ شود.[ رِ ] (اِخ) جایی است. (منتهی الارب). موضعی است در جانب چپ مکه هنگام رفتن به آنجا. (تاج العروس). معجم البلدان ابوعبید السکونی گفته است. ربائع در چپ و سمیرا و واردات در راست آن قرار دارند و همهٔ آنها دارای درخت سَمُر است و وجه تسمیهٔ سمیرا، هم به این مناسبت است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «واردات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر