معنی واذارنگ
5 بازدید
[ رَ ] (اِ) بادارنگ. بادرنگ. (ناظم الاطباء). نوعی ترنج باشد. (یادداشت مؤلف). وادارنگ. رجوع به بادرنگ و وادرنگ شود.
کلمات همقافیه با «واذارنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر