معنی وادی دی

معنی وادی دی

5 بازدید
[ دَی ی ] (اِخ) نام جایی در اندلس است. ابن عبدربه در ارجوزه یا تاریخ منظومی که برای عبدالرحمان خلیفهٔ اموی اندلس سروده نام آن را در شمار قلاع فتح شدهٔ او یاد کرده است: و زعزعت کتائب السلطان بکل مافیها من البُنیان فکان من اول حصن زعزعوا و من به من العدو او قعوا مدینة معروفة بوحشمة فغا دَر و ها فحمة مسخمه ثم ارتقوا منها الی حواظر فغا دروها مثل امس الدابر ثم مضوا و العلج و یحذیهم بجیشه یمشی و یقتفیهم حتی انتهوا منه لوادی دی ففیه عقبی الرشد سبل الغی لما التقوا بمجمع الجوزین واجتمعت کتائب العلجین من اهل البون و بنبلونه و اهل بربط و برشلونه. (از عقدالفرید ج ۵ ص ۲۶۵ و ۲۷۴).

کلمات هم‌قافیه با «وادی دی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید