معنی وادیالنعمان
5 بازدید
[ دِنْ نُ ] (اِخ) ناحیه ای است نزدیک مکه. صاحب مجمل التواریخ والقصص آرد: پس به آخر عمر آدم را فرزندی آمد، ویرا شیث نام نهاد و معنی آن هبت اللََّه باشد، شیث سریانی است، و چون آدم به حج رفت سالی از پس کوه عرفات، جبرائیل علیه السلام به فرمان خدای تعالی تا وقت آنکه آدم خواست که بخسبد به وادی النعمان، هرچه ذریه آدم و حواست بودن تا قیامت، از صلب او بیرون آورد و آدم بدید، و آدم بر ایشان به هستی خدای تعالی گواه گرفت. قوله تعالی: {/B«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی ََ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قََالُوا بَلی ََ » ۱-۱۹۷:۱۷۲/}(قرآن ۷/۱۷۲). و آن روز آدم را صلوات اللََّه و سلامه علیه صد و بیست فرزند نرینه بودند و ایشان را بدو قسمت کرد اصحاب الیمین را گفت: «هولاء فی الجنة ولاابالی،» و اصحاب الشمال را گفت: «هولاء فی النار و لاابالی» و کار در این بسته است. (مجمل التواریخ والقصص چ ملک الشعراء بهار ص ۱۸۲). صاحب حبیب السیر گوید: حضرت آدم صفی علیه السلام من الملک الوفی روزی بعد از آنکه از طواف بیت اللََّه الحرام فراغت یافت. به وادی نعمان شتافته به خواب رفت و در آن حین حضرت رب العالمین ذریت آنجناب را از پشتش بیرون آورده به وی نمودند. و ندای عالم بالا به گوش ذریت آدم رسید که: «الست بربکم» مجموع گفتند: «بلی» پروردگار ما تویی. (حبیب السیر چ طهران ج ۱ ص ۱۰).
کلمات همقافیه با «وادیالنعمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر