معنی وادی‌العقیق

معنی وادی‌العقیق

5 بازدید
[ دِلْ عَ ] (اِخ) موضعی است در مدینه و بدانجا چشمه ها و نخلستانهای بسیار است. (از معجم البلدان). و رجوع به وادی العقیق در امتاع الاسماع ص ۲۱۳ و ۵۱۳ و عقیق در معجم البلدان شود.
[ دِلْ عَ ] (اِخ) موضعی است نزدیک بصره. (از معجم البلدان در ذیل عقیق).
[ دِلْ عَ ] (اِخ) موضعی است متعلق به بنی کلاب که منسوب به یمن بوده اند و این شعر فرزدق دربارهٔ آن است : الم تر إنّی یوم جرسویقة بکیت و بادتنی هنیدة مالیا فقلت لها ان البکاء لراحة به یشتفی من ظن ان لاتلاقیا قفی ودعینا یاهنید فانی اری الرکب قدساموالعقیق الیمانیا. (از معجم البلدان). و رجوع به عقیق در معجم البلدان و وادی العقیق در ص ۲۱۹ امتاع الاسماع شود.
[ دِلْ عَ ] (اِخ) وادی وسیعی است در یمامهٔ یمن که در آن چشمه ها و آبهای خوشگواری است. (از معجم البلدان). رجوع به عقیق در معجم البلدان شود.

کلمات هم‌قافیه با «وادی‌العقیق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید