معنی واداشته
7 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) محبوس. زندانی. بازداشته. توقیف شده. || برانگیخته. وادار شده. و رجوع به واداشتن شود.
کلمات همقافیه با «واداشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر