معنی واخواندن
5 بازدید
[ خوا / خا دَ ] (مص مرکب) کلامی که به طور کنایه گفته شده تغییر دادن و به جای آن کلامی دیگر آوردن. (ناظم الاطباء). برگردانیدن جادوئی است که از خواندن کرده باشند. (آنندراج). || بازخواندن: انتساب؛ خویشتن را بکسی واخواندن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «واخواندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر