معنی واخزیدن
6 بازدید
[ خَ دَ ] (مص مرکب) بجایی درشدن. - درهم واخزیدن؛ بهم چسبیدن : هر دو درهم واخزیدند از نشاط جان به جان پیوست آندم ز اختلاط. مولوی.
کلمات همقافیه با «واخزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر