معنی واحد تبریزی
5 بازدید
[ حِ دِ تَ ] (اِخ) از مشاهیر فضلا و عرفای زمان خود بود. و شاه عباس ثانی به وی اظهار اخلاص و ارادت مینمود در کمالات مسلم اهل آن زمانه و در وجد و حال وحید و یگانه بود. رسالهٔ کلید بهشت از اوست. وی در ۱۰۰۸ هـ . ق. در اصفهان درگذشت. از رباعیات اوست: واحد که به کوی دوست منزل دارد غم نیست اگر غم تو در دل دارد پیوسته به تعمیر به دل مشغول است بیچاره همیشه دست در گل دارد. * واحد که چو آتش ببرت میگردد گر خاک شود خاک درت میگردد گر آب شود روان به سوی تو شود ور باد شود گرد سرت میگردد. * ای آنکه برای تست رای همه کس وای آنکه تویی مرا بجای همه کس در پای تو اوفتاده ام دستم گیر کوتاه کن از میانه پای همه کس. (ریاض العارفین ص ۲۳۸).
کلمات همقافیه با «واحد تبریزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر