معنی واجل
5 بازدید
[ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهمنی در سرحد بخش کهکیلویه از شهرستان بهبهان واقع در چهارهزارگزی شمال باختری صیدان و مرکز دهستان بشمار می آید. تا راه شوسهٔ باغ ملک ۲۴ هزار گز فاصله دارد. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر که ۷۰۰ تن سکنه دارد مذهب اهالی شیعه است و مردم آن به زبان لری و فارسی سخن گویند و آب آن از چاه تأمین میشود. محصول آنجا غلات، پشم و لبنیات شغل ساکنان زراعت و دامپروری است، راه آنجا مالرو است. ساکنانش از طایفه بهمنی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ جِ ] (ع ص) ترسنده. (مهذب الاسماء). هراسان. (ناظم الاطباء). ترسیده. || سهمگین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «واجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر