معنی واج
6 بازدید
(اِ) گفتار و کلام و سخن. (ناظم الاطباء). || پرسش، ابی واجی؛ از من میپرسی : ابی واجی چرا بی نام و ننگی کسی کش عاشقه چش نام و چش ننگ؟ باباطاهر (از انجمن آرا) و (آنندراج). || واج، امر به گفتن باشد یعنی بگو. (برهان) (جهانگیری). || (ص) بی نهایت گرسنه. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || گیج. حیران و ویج. هاج و واج. هاژ و واج : اگر همسایگان چیزی ندانند غریبم واج و مسکین ره کدام است؟ در فرهنگ جهانگیری نسخهٔ خطی ص ۱۲۳ همین شعر را شاهد برای واج به معنی «مگو» آورده و در نسخهٔ خطی دیگر مانند برهان به معنی بگو آمده است. || گوینده. (انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «واج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر