معنی واثق نیشابوری
6 بازدید
[ ثِ قِ ] (اِخ) (ملا...) از شعرای دورهٔ صفوی است. تتبع سخنان خواجه عبداللََّه انصاری میکرد و به هند رفت و پس از بازگشت در قمشه درگذشت. از اوست: اشکم چو یاد از دل بیتاب میدهد بال و پر شرار به سیماب میدهد هر خار خشک ریشه به آب بقا رساند حسرت هنوز نخل مرا آب میدهد * چه بیم سرکشی از توسن گنه داری عنان توبه به چنگ است اگر نگه داری. * از عالم عاری ز عمل راهنمائی چون قبله نما ساختن اهل فرنگ است. * تا یکدمی به زیر فلک ساز عیش کن فرصت کم است خیمه نشین حباب را. * خاک شدی واثق وز کبر نرستی کوه به زیر آمد و پلنگ نیامد. * راست بودن با کج اندیشان بلاست عکس سرو از آب مواج اژدهاست. * صحبت نیکان طلای احمر است میوه روی آفتابش بهتر است. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۱۵).
کلمات همقافیه با «واثق نیشابوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر