معنی واتن
4 بازدید
[ تَ ] (مص) گفتن. (ناظم الاطباء). واتم به لغت اصفهانی به معنی گفتم باشد. (آنندراج).[ تِ ] (ع ص) چیز ثابت و پاینده و در جای خود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، وتن. (ناظم الاطباء). || آب روان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): وتن الماء وتوناً؛ پیوسته روان ماند آب و منقطع نشد. (منتهی الارب) (المنجد). || الماء الواتن؛ هوالمعین الدائم الذی لایجری، او لایذهب. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «واتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر