معنی واتر
5 بازدید
[ تَ ] (ص تفضیلی) دورتر و والاتر. (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). بالاتر. (رشیدی). دورتر، چنانکه گویند: پای واتر نهاد یعنی پا را دورتر گذاشت. (برهان) (آنندراج): ملحاح؛ آن شتر که از آبشخور واتر نیاید. (السامی فی الاسامی).[ تِ ] (اِخ) خاورشناس آلمانی که در سال ۱۷۷۱ م. در شهر التنبورگ از نواحی ساکس متولد شد و در سال ۱۸۲۶ م. درگذشت. وی معلم زبانهای شرقی در شهر هال بود و کتابی دربارهٔ صرف و نحو زبانهای عربی و کلدانی و عبرانی و سریانی نوشت.
کلمات همقافیه با «واتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر