معنی وابکنی
5 بازدید
[ ] (ص نسبی) منسوب به وابکنه قریه ای در سه فرسنگی بخارا. (انساب سمعانی ص ۵۷۵).[ ] (اِخ) ابوحامدبن احمدبن محمودبن جنب بن موسی بن سهل صرام وابکنی، وی از ابوعبداللََّه ابن ابی حفص کبیر روایت کند. (انساب سمعانی ص ۵۷۵).[ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن نصربن الیاس وابکنی از اهل بخارا. از سفین بن عبدالحکیم و احمدبن نصیر و احمدبن لیث بن ناصح و اسباط ابن یسع و ابوعبداللََّه بن ابوحفص و یعقوب بن غرمولی روایت کند و ابوبکر محمدبن داودبن عصام بن سلام بخاری از وی روایت دارد. (انساب سمعانی ص ۵۷۵).[ ] (اِخ) ابویوسف یعقوب بن جندب الوابکنی و نام ابوجندب غزم بود. به خراسان شد و دانشمندان دریافت، از مسیب بن اسحاق و محمدبن سلام بیکندی و ابوحفص احمدبن حفص بخاری و ابومحمد حبان بن موسی الکشهنی و حامدبن آدم مروزی و علی بن حجری و سعدی و سویدبن نصر طوسانی و جز ایشان حدیث شنید و ابواحمد شاهدبن محمد یوسف بخاری و ابوحفص احمدبن حاتم بن حبان بخاری و ابوحامد احمدبن محمودبن طالب بخاری از وی روایت کنند. (انساب سمعانی ص ۵۷۵).
کلمات همقافیه با «وابکنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر