معنی وابستگان
4 بازدید
[ بَ تَ / تِ ] (اِ مرکب) جِ وابسته. منسوبین. || نوکران. (از سفرنامهٔ ناصرالدین شاه). رجوع به وابسته شود.
کلمات همقافیه با «وابستگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر