معنی واایستدن
6 بازدید
[ تَ دَ ] (مص مرکب) واایستادن. رجوع به واایستادن شود. انتهاء. (تاج المصادر بیهقی). انقداع. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «واایستدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر