معنی وأط
4 بازدید
[ وَءْطْ ] (ع مص) زیارت کردن قوم. || برانگیخته شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || برانگیختن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وأط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أط» برای سرودن شعر