معنی هیمنة
5 بازدید
[ هَ مَ نَ ] (ع مص) آمین گفتن. || بال گستردن طایر بر بچهٔ خود. || نگاهبان و رقیب گردیدن بر چیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) در تداول، شکوه و وقار و مهابت که از بزرگی و عظمت کسی در دل افتد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «هیمنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر