معنی هیمان
6 بازدید
[ هَ یَ ] (ع مص) دوست داشتن زن را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || عاشق گردیدن و سرگشته و شیفته شدن از عشق و رفتن بر غیر اراده و مراد. (المصادر زوزنی) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || هامت الناقة هَیَماناً؛ ذهبت علی وجهه [ وجهها ] لرعی. (اقرب الموارد). || (اِمص) سرگشتگی و حیرانی. (غیاث اللغات از سراج و منتخب).[ هَ ] (ع ص) تشنه. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). عطشان. (اقرب الموارد). || شیفته و سرگشته. (منتهی الارب). محب شدیدالوجد. (اقرب الموارد). || شتر هیمازده. (منتهی الارب). شتر مبتلی به مرض هیام. (اقرب الموارد). مؤنث آن هَیمی ََ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر