معنی هیف
6 بازدید
[ هَ ] (ع اِمص) سختی تشنگی. (منتهی الارب). || (مص) سخت تشنه شدن. || گریزپا شدن بنده. || لاغرشکم و باریک میان گردیدن. (اقرب الموارد). || (اِ) باد گرم که از جانب یمن وزد و آن نکبا است میان جنوب و دبور و نباتات و آب را خشک گرداند و حیوانات را تشنه کند. (منتهی الارب). باد گرم و آن باد که میان جنوب و دبور جهد. (مهذب الاسماء). رجوع به هَیَف شود.(ع ص، اِ) جِ اَهیَف. مردان لاغرشکم و میان باریک. (اقرب الموارد). رجوع به اهیف شود.[ هَ یَ ] (ع مص) لاغرشکم و باریک میان گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گریختن عبد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «هیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر