معنی هیعرون
5 بازدید
[ هَ عَ ] (ع اِ) بلا و سختی. (منتهی الارب) (آنندراج). داهیة. (اقرب الموارد). || (ص) گنده پیر کلانسال. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ازهری گوید ثبوت و صحت این کلمه را نمیدانم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هیعرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر