معنی هیطل
6 بازدید
[ هَ طَ ] (ع اِ) روباه. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء). ثعلب. (اقرب الموارد). || گروهی اندک از مردم که با آنها غزا نمایند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ هَ طَ ] (اِخ) نام بلاد ماوراءالنهر است از بخارا و سمرقند و خجند و مابین اینها. (معجم البلدان). || اهل طخرستان. || قومی از ترک و خلج. (منتهی الارب) (آنندراج). || قومی از هند که ایشان را شوکت و منزلتی بود. هیاطل و هیاطله مانند آن است. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هیطل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طل» برای سرودن شعر