معنی هیضة

معنی هیضة

5 بازدید
[ هَ ضَ ] (ع مص) بازگردان کردن غم و اندوه یا خوگر شدن بدان. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || بازگشتن بیماری بعد بیماری. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || ناگوارد افتادن طعام. (منتهی الارب) (آنندراج). || به راه افتادن شکم. اسهال. (اقرب الموارد). رفتن شکم. روانی شکم. (زمخشری). پیچاک شکم. شکم روش. هَیْضَة، بیرون شدن مواد فاسد ناگوارده با قی یا اسهال با سختی و عنف. (کشاف اصطلاحات الفنون از بحر الجواهر). || (اِ) اسهال و قی با هم. (از اقرب الموارد). طساءة. (بحر الجواهر): جان از درون به فاقه و طبع از برون به برگ دیو از خورش به هیضه و جمشید ناشتا. خاقانی. آدم از آن دانه که شد هیضه دار توبه شدش گلشکر خوشگوار.نظامی. ز سیری مباش آن چنان شادکام که از هیضه زهری درافتد به جام.نظامی. - هیضه زدن؛ قی و اسهال کردن پی هم بسبب ناگواری طعام. (آنندراج): ای مرد قناعت است خواهش پی کن قطع نظر از حاصل روم و ری کن زین گونه که کرس (؟) می خوری بر سر هم کو هیضه زن به کشت عالم قی کن. مسیح کاشی (از آنندراج). مگس سان هر یکی صد بوسه میزد که چندین هیضه زان سنبوسه میزد. ملافوقی یزدی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «هیضة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید