معنی هیصم
6 بازدید
[ هَ صَ ] (ع ص، اِ) ناب هیصم؛ دندان شکنندهٔ هر چیز. || شیر. (مهذب الاسماء). اسد. شیر بیشه. (منتهی الارب) (آنندراج). شیر درنده. (غیاث اللغات) (قاموس) (اقرب الموارد). || مرد قوی. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). مرد دلیر و توانا. (منتهی الارب) (آنندراج). || نوعی از سنگ تابان. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).[ هَ صَ ] (اِخ) ابن جابر خارجی، مکنی به ابوبیهس. از خوارج است و گروه بیهسیه از خوارج بدو منسوبند. رجوع به تاج العروس و ملل و نحل شهرستانی و عقدالفرید ج ۱ ص ۲۷۱ و ج ۲ ص ۲۲۲ شود.
کلمات همقافیه با «هیصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر