معنی هیش

معنی هیش

5 بازدید
(اِ، ص، ق) بر وزن و معنی هیچ است که لاشی ء و معدوم باشد. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج): امروز در این دور دریغی نخورد هیش از عدل تو یک سوخته بر عدل عمر بر. سنایی. هرکه آمد هرکه آید میرود این جهان محنت سرایی بیش نیست احمد جامی تو را پندی دهد آخرت را باش دنیا هیش نیست. احمد ژنده پیل (از آنندراج). || (اِ) بافته ای را گویند از کتان که بیشتر در بلاد هندوستان بافند. || آهن جفت و آن آهنی باشد که زمین را به آن شیار کنند. (برهان) (انجمن آرا). خیش.
[ هَ ] (ع مص) تباهی افکندن. (منتهی الارب) (آنندراج). || جنبیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || برانگیختن. || برانگیخته شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || نرم دوشیدن. || فراهم آوردن. || سخن بسیار گفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || طرب کردن. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «هیش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید