معنی هیز
6 بازدید
(ص) حیز. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی). مخنث. (برهان) (فرهنگ اسدی). بغا. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی). حیز نیز گویند اما به زبان پهلوی حرف حا، کم آید. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی). مخنث و پشت پائی. در فارسی «های» هوز با «حای» حطی بدل میشود. (برهان): گفتم همی چه گویی ای هیز گلخنی گفتا که چه شنیدی ای پیر مسجدی. عسجدی. چه زنی طعنه که با هیزان هیزند همه که توئی هیز و توئی مسخره و شنگ و مشنگ. خطیری (از فرهنگ اسدی). || (اِ) به لغت پهلوی، دول گرمابه بان. (فرهنگ اسدی) (برهان). که بدان آب بر اطراف حمام ریزند و شست و شو دهند و در این زمان به دولچه معروف است. (برهان).
کلمات همقافیه با «هیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر