معنی هیربدسار
6 بازدید
[ بَ ] (اِخ) نام نامه ای است از مه آباد که پارسیان ایران او را نخست وخشور یعنی پیغمبر عجم دانند و آذر هوشنگ بزرگ خوانند و آن نامه را پای چمها یعنی ترجمهٔ تحت اللفظی متعدد کرده اند. یکی از آن ترجمه ها ترجمهٔ فریدون فرخ بوده و دیگری ترجمهٔ بزرگمهر است یعنی بوزرجمهر که برای انوشیروان دادگر نگاشته که یزدانیان سهی کیش که سپاهی نیز خوانند برآنند که برترین پیغمبران و بزرگترین پادشاهان و پدر مردم این دور مه آباد است. (انجمن آرا) (آنندراج). اما این شرح بر اساس برساخته های آذرکیوان است و اساس ندارد.
کلمات همقافیه با «هیربدسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر