معنی واژه هیاهو
11 بازدید
[ هَ یا ] (اِ مرکب) هیابانگ. ضوضاء. هنگامه. غوغا. هایاهوی. قال مقال. سر و صدا. داد و بیداد. بانگ و فریاد. ظاهراً قلب های هو، به معنی شور و غوغا. (آنندراج): چو از آب آمو گذشت آن سپاه برآمد هیاهو ز ماهی به ماه. عبداللََّه هاتفی (از آنندراج).