معنی واژه هیاطله
4 بازدید
[ هَ طِ لَ ] (اِخ) جِ هیطال. و هیطال به زبان بخارا مرد قوی باشد و نیرو را به زبان بخارا هیتال خوانند و هیتال را به تازی به هیطال گردانیده اند. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی). اهل طخرستان. (منتهی الارب). گروهی اند از هندویان. (مهذب الاسماء). قومی که بلاد تخارستان را داشتند و اتراک خلج و گغجینه از بقایای آن قوم اند. (مفاتیح العلوم خوارزمی). قومی از اقوام زردپوست بودند و قبل از اسلام مکرر به ممالک ایران و روم هجوم میکرده اند: ور از هیاطله گویم عجب فرومانی که شاه ایران آنجا چگونه شد به سفر. عنصری. و رجوع به عقد الفرید ج ۱ ص ۹۸، ۹۹ و تاج العروس در مادهٔ هطل و حبیب السیر و فارسنامهٔ ابن بلخی و تاریخ سایکس ترجمهٔ فخر داعی گیلانی ص ۵۸۴، ۵۹۳ و مزدیسنا ص ۳۵۲ و عیون الاخبار ج ۱ ص ۱۱۷ و ۱۱۶ و ایران در زمان ساسانیان ص ۲۹۱ شود.