معنی هیاج

معنی واژه هیاج

3 بازدید
(ع مص) خشک شدن نبات. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی) (اقرب الموارد). زرد و خشک گردیدن گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج). || انگیخته شدن. (تاج المصادر) (منتهی الارب). || انگیخته شدن جنگ. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). || برانگیختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). لازم و متعدی استعمال میشود. (منتهی الارب) (آنندراج). || کارزار و کُشش کردن. (منتهی الارب). || مضطرب شدن و به حرکت درآمدن دریا. (از اقرب الموارد). || جوش زدن خون و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). || نشأه شدن شتران. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). مست شدن شتران. || به خشم شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). خشم گرفتن. || حرکت دادن شتران را به شب بسوی آب و علف. || شجاع شدن و حمله ور گردیدن. (از اقرب الموارد). - یوم هیاج؛ روز جنگ.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید