معنی واژه هیأة
5 بازدید
[ هَ ءَ ] (ع مص) خوش شکل و هیأت شدن. (اقرب الموارد). || (اِ) حال چیزی و کیفیت آن. (منتهی الارب) (آنندراج). || پیکر. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار). || نهاد. (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی) (آنندراج).[ ءَ ] (ع اِ) هیئة. حال چیزی و کیفیت آن. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به مدخل قبل شود. || (مص) آرزومند چیزی گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). اشتیاق پیدا کردن به چیزی. (اقرب الموارد).