معنی هوش بردن
5 بازدید
[ بُ دَ ] (مص مرکب) کسی را بیهوش کردن : ساقیان لاابالی در طواف هوش میخواران مجلس برده اند.سعدی. من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم هوش من دانی که برده ست آنکه صورت می نگارد. سعدی.
کلمات همقافیه با «هوش بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر