معنی هوشرفته
5 بازدید
[ رَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) بیهوش. ازهوش شده. مقابل بهوش : هوش رفته چو هوش یافته شد سرش از تاب شرم تافته شد.نظامی. چون ز گرمی گرفت مغزش جوش در تن هوش رفته آمد هوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «هوشرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر