معنی هوشربای
4 بازدید
[ رُ ] (نف مرکب) آن که هوش از سر ببرد. بیهوش کننده : گشته صریر کلک تو فتنه نشان مملکت بوده خروش کوس تو هوش ربای معرکه. سلمان ساوجی.
کلمات همقافیه با «هوشربای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر