معنی هوز
8 بازدید
(اِ) آواز تند و تیز را گویند مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برآید. (برهان): باز بانگ اندراوفتاد به هوز آهو آزاد شد ز پنجهٔ یوز.نظامی.[ هَ وْ وَ ] (اِ) دومین صورت از صور هشتگانهٔ حروف جُمَّل که شامل سه حرف «هـ» و «و» و «ز» و به ترتیب برابر با پنج و شش و هفت است : به هر لغت که تو گویی سخن توانی گفت که اصل هر لغتی را تو ابجد و هوزی. منوچهری. - هاء هوز؛ هاء دوچشم. هاء گرد. مقابل حاء حطی.[ هَ ] (ع اِ) گلهٔ گوسفند. (مهذب الاسماء).[ هَ وْ وَ ] (اِخ) نام ملکی از ملوک حمیر است. (منتهی الارب).(اِخ) خوز. رجوع به خوز شود. جمع معرب آن اهواز است و نام قوم ساکن خوزستان. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «هوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر