معنی هودج

معنی هودج

8 بازدید
[ هَ / هُو دَ ] (ع اِ) چیزی چون سبدی بزرگ و سایبانی بر سر آن که بر پشت اشتر نهند و بر آن نشینند و آن مانند کجاوه و پالکی جفت نیست. (یادداشت مؤلف). کجاوه ای که در آن زنان نشینند و عماری شتر. (غیاث). هوده. بارگیر. (منتهی الارب): ز ایوان شاه جهان تا به دشت همی اشتر و اسب و هودج گذشت. فردوسی. ز هودج فروهشته دیبا جلیل سپاه ایستاده رده خیل خیل.فردوسی. صحن زمین ز کوکبهٔ هودج آنچنانک گفتی که صدهزار فلک شد مشهرش. خاقانی. آن به که پیش هودج جانان کنی نثار آن جان که وقت صدمهٔ هجران شود فنا. خاقانی. طالعش را شهسواری دان که بار هودجش کوههٔ عرش معلا برنتابد بیش از این. خاقانی. پرده نشینان که درش داشتند هودج او یک تنه بگذاشتند.نظامی. آنکه با یار هودجش نظر است نتواند به ساربان گفتن.سعدی. تو خوش خفته در هودج کاروان مهار شتر در کف کاردان.سعدی. - هودج خانه؛ هودج. عماری : سرافیل آمد و پر برفشاندش به هودج خانهٔ زخرف نشاندش.نظامی. - هودج نشین؛ آنکه در هودج نشیند. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «هودج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید